تبليغاتX
عدل

عدل

الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم

بسم الله الرحمن الرحیم

حضرت آیت الله آملی لاریجانی

ریاست محترم قوه قضائیه

آنچنانکه رهبر بزرگوار انقلاب نیز بارها به دانشجویان انقلابی اشاره کرده اند، آرمان خواهی و عدالت طلبی شاهرگ حیاتی جنبش دانشجویی می باشد، جنبشی که خود را جلودار حرکت ملت و کشور ایران  به سمت قله های ایمان، عزت، پیشرفت و عدالت می بیند .

از همین روی، همزمان با حضور جناب عالی و از آنجا که در سخنان مراسم انتصابتان اینگونه بر می آمد که عزمی جدی در راستای برخورد با مفاسد اقتصادی،سیاسی و ... دارید، بارقه های امید خود را در نامه ها و بیانیه های مختلف ضمن هشدار دادن نکاتی خدمتتان عرض کردیم .

اما متاسفانه علیرغم بعضی اقدامات مهم و مثبت نسبت به دوره های قبلی قوه قضائیه، که از آنها حمایت کرده و می کنیم ، آنچه که در برخورد با بعضی از فتنه گران که خود را در پشت پرده های آهنین مافیای قدرت و ثروت پنهان کرده اند، دیده شد تا حدی آن عزم ابتدایی را برای برخورد با با سران اصلی فتنه و دانه درشت های مفاسد اقتصادی و پرهیز از تبعیض، در هاله ای از ابهام فرو برده است .

قوه قضائیه علیرغم همه درخواستهای ملی و مردمی در طی این چندماه به ویژه نهم دی و 22 بهمن، افشاگری های رییس جمهور در مناظره ها پیرامون جرایم فرزندان آقای هاشمی و برخی دیگر از شبکه های زالو صفت اقتصادی سیاسی، درخواست رییس مجلس شورای اسلامی در سخنان اخیرشان برای رسیدگی به برخی اتهامات خاص، نامه 223 نفر از نمایندگان برای مبارزه با دانه درشت های مفاسد اقتصادی و  ... ، هنوز هیچ اقدام جدی برای رسیدگی به اتهامات سران اصلی فتنه و همچنین فرزندان آقای هاشمی ( امری که خود ایشان نیز اخیرا در سخنانی بر ارجاع پرونده خانواده شان به دادسرا حمایت کردند ) و دیگر متهمانی که ذهن عموم مردم بر روی آنها حساس شده است و برخی از آنها خود را در ذیل پست ها و مقام های بلند و مهمی در ارکان مختلف کشور حتی دولت، پنهان کرده اند، انجام نداده است.

و البته عجیب آن است که برخی از این آقایان پست هایشان دقیقا برای مبارزه با مفاسد افرادی همچون خودشان است !

مردم در 9 دی ماه و 22 بهمن به عرصه آمدند و حضور خود را اعلام نمودند و حجت را بر تمامی مسولین به ویژه قوه قضائیه برای برخورد با فتنه گران تمام نمودند آنچنانکه رهبری عزیز نیز چنین فرمودند "مسئولین کشور می بینند مردم در چه جهتی حرکت می‌کنند حجت بر همه تمام شده است حرکت عظیم روز چهارشنبه نهم دی ماه حجت را بر همه تمام کرد. مسئولین قوه قضاییه می‌دانند که مردم در صحنه اند و چه می خواهند. دستگاه ها باید وظایف‌شان را انجام بدهند، هم وظایفشان در مقابل آدم مفسد و اغتشاش گر و ضد انقلاب و ضد امنیت هم وظايف‌شان در زمينه‌‌‌ى اداره‌‌‌‌‌‌ى كشور " .

اما در مقابل این همه رشادت ها و حماسه سازی ملت چه قدر جامه عمل به درخواست های آنان پوشانده شد، آیا سخنانی

همچون " پیام ملت را شنیدیم " توانست آنها را در مبارزه با تبعیض و دوگانگی در برخورد، آرام نماید ؟

آنچه که مورد تاسف فراوان ما و یکی از علت های ارسال این نامه به شما گردید، رخدادی است که در روزهای گذشته اتفاق افتاد که اگرچه مسبوق به سابقه بوده است اما بنظر می رسید که در رویکرد جدید آن قوه این امر اصلاح گردد اما گویی حال که قوه قضائیه جسارت برخورد با حریم ساختگی برخی آقازاده ها و دیگر سران فتنه را ندارد، می خواهد صورت مساله را پاک نماید و به جای پاسخ گویی به اعتراض های مردمی و در راس آنها اعتراضات دانشجویی، با دانشجویان عدالتخواهی برخورد نماید که از این همه سستی و دوگانگی در برخوردها ابراز انزجار و ناراحتی می نمایند .

بسیج دانشجویی دانشگاه شریف، ضمن حمایت از بیانیه تشکل های دانشجویی دیگر در روزهای گذشته برای مبارزه با تبعیض و همچنین تشکر از قوه قضائیه و قاضی محترم پرونده آقای حسین مرعشی برای برخورد جدی با ایشان، اعتراض خود را از قوه قضائیه به خاطر احضار مسوول یک تشکل بسیج دانشجویی به جای پاسخگویی و روشنگری اعلام می دارد .

برادر گرامی جناب آقای آملی لاریجانی

 سکان قوه قضائیه به کدام سمت هدایت می شود؟

وای از آن روزی که قوه قضائیه فراموش کند که تمام مشروعیت آن قوه وابسته به مبارزه با تبعیض است !!

این جمله ای است که مقام معظم رهبری آن را خطاب به مسولین بیان نموده اند " مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد، تبعيض و نيز عدالتخواهی است "

حال سوال اینجاست که آیا قوه قضائیه در مسیر مبارزه با تبعیض گام بر می دارد ؟

آیا نظرات حضرت روح الله که همه ما مدیون آن بزرگوار هستیم را در باب تبعیض در قامت عدالت شنیده یا خوانده اید ؟

«ما یک همچو اسلامی (می خواهیم) که عدالت باشد در آن، اسلامی که در آن ظلم نباشد، اسلامی که آن شخص اولش با آن فرد آخر همه در سوا(مساوی) در مقابل قانون باشند"

مگر یک یا چند خانواده مشخص با همه بستگان و اعوان و انصارشان چقدر در پیشگاه قوه قضا دارای ابهت و جبروت می باشد که قوه قضا حاضر است اینچنین تمام مشروعیت،حیثیت و آبروی 30 ساله خود را در مصون ماندن اعضای این طیف در طبق اخلاص قرار داده و جایگاه خود را در نگاه مردم پایین آورد ؟

شاید اگر از زبان ولایت این سخنان را بشنوید برایتان مهمتر باشد آنجا که فرمودند : " تسامح در مبارزه با فساد، بنوعى همدستى با فاسدان و مفسدان است. اعتماد عمومى به دستگاههاى دولتى و قضائى در گرو آن است كه اين دستگاهها در برخورد با مجرم و متخلف قاطعيت و عدم تزلزل خود را نشان دهند."

همچنانکه در دیدار اخیرتان با مراجع نیز، این بزرگواران به شما اشاره نمودند، باید بطور جدی از اعمال نفوذها در تصمیم های اصلی قوه در برخورد با متهمان جلوگیری شود و اهمال ها در برخورد با فتنه گران اصلی و دانه درشت های مفاسد اقتصادی، جز این ظن را تقویت نمی کند که در تصمیم های قوه قضائیه در برخورد با متهمان، میزان نفوذ آنها، در برخورد با جرمشان تاثیر بسزایی دارد .

اسلام دینی است که بیشترین تاکید را بر اجرای قسط و عدالت دارد"  قُلْ أَمَرَ رَبىّ‏ِ بِالْقِسْطِ " " لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلَنَا بِالْبَيِّنَاتِ وَ أَنزَلْنَا مَعَهُمُ الْكِتَابَ وَ الْمِيزَانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْط " شایسته است که اشاره ای هم به سیره اهل بیت والا مقام نماییم به ویژه امیر مومنان، علی (ع) که کشته اجرای عدالت و پرهیز از هرگونه تبعیض در برخورد با مفاسد بود .

از نظر آن حضرت اصلی که می تواند تعادل اجتماع را حفظ کند و به پیکر اجتماع آرامش بدهد عدالت است.ایشان از کوچکترین ستمی حتی گرفتن دانه ای جو ازمورچه ای گریزان بود او در این راستا به گفته و نوشته و شعار اکتفا نمی کرد بلکه عملاً برای محو ستم و استقرار عدالت تلاش می کرد و حتی ازعزیزترین بستگانش هم نمی گذشت زیرا خدایش به عدل فرمان داده بود.

هرگز چون سیاستمداران دنیاپرست مصلحت اندیشی نکرد و هیچ گاه از ستمی چشم پوشی ننمود. او حکومت را وسیله ای تلقی کرد تا توسط آن اقامه حق نماید و باطل را محو کند، ایشان به ابن عباس فرمود: حکومت برای من از این کفش وصله دار ارزش کمتری دارد مگر این که اقامه حق کنم یا باطلی را از بین ببرم.

آن حضرت تأکید می فرماید: برپایی دولت عدل از واجبات است. و گوشزد نموده اند که: هر کس عادل باشد حکمتش تأثیرگذار می گردد، حضرت می فرمایند: عدل جامعه را پایدار می کند و باعث شکست دشمنان می گردد، با اجرای عدالت برکت ها زیاد می شود، و هر کسی که عدالت گستری نماید خداوند بر او رحمت می فرستد و از نشانه های بزرگواری عمل کردن به روش عادلانه است.

لذا لازم است که بر این نکته تاکید نماییم که اگر بنا بر آن  است که هر کس در دایره قدرت اژدهای هفت سر مافیای سیاسی،اقتصادی هست، مصونیت قضایی داشته باشد و بیرون از آن همه و همه، به طرفه العینی، برخورد با جرایمشان صورت می گیرد، اعلام نمایید تا جنبش دانشجویی و مردم نیز تکلیف خود را بداند .

در پایان بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی شریف،ضمن برائت از این عمل نادرست، در احضار مسوول یک تشکل بسیج دانشجویی برای بیانیه آرمان طلبی اش به جای پاسخگویی به آن، برخود می داند که بار دیگر شما و قوه متبوعتان را پیش از آنکه کاسه صبر ملت لبریز شود، به  حرکت در راستای عدالت، بدون هرگونه مصلحت اندیشی های بی اساس در برخورد با مافیای قدرت و ثروت با تمامی وابستگان و فرزندانشان، دعوت نماید .

زیرا عدالتخواهی لب انتظار رهبری از جنبش دانشجویی است و بی گمان در این مسیر کوتاه نخواهیم آمد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 17:4  توسط محمد مصلحی  | 

بيانيه

 

روز گذشته یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی معاون اول رییس محترم جمهور را به فساد اقتصادی متهم نمود؛ اقدامی که چندین بار موارد مشابه آنر در چند سال اخیر شاهد بودیم. البته دستگاه های مسئول همواره در واکنش به این اقدامات به نوعی تلاش کردند که از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی شانه خالی کرده و به نوعی مسئله را بی سر وصدا ختم نمایند.
برای دلسوزان نظام و عدالت خواهان در درجه اول این اهمیتی تدارد که طرفین دعوا چه کسانی و یا چه گروه ها و یا جناح های سیاسی داخل و خارج از قدرت هستند و تا کنون با کسی در مطالبه اجرای عدالت عقد اخوت نبسته اند. پرداختن به این مسئله صرفا به واسطه اهمیتی است که از لحاظ مبنایی دارد و نه مصداقی و می تواند راهگشای اقدامات آتی دستگاه های مسئول و خصوصا قوه قضائیه در راه مبارزه با مفاسد اقتصادی باشد.
دستگاه های مسئول و خصوصا قوه قضائیه هیچ گاه از خود نپرسیده است که چرا با وجود سابقه تاریخی در این گونه مسائل و همچنین برخورد با برخی از این افشا گران مانند پرونده عباس پالیزدار باز هم عده ای اقدام به طرح برخی از این افشاگری ها می نمایند؟!
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 17:0  توسط محمد مصلحی  | 

بيانيه جنبش عدالتخواه درباره رحيمي

جنبش عدالتخواه دانشجوييروز گذشته یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی معاون اول رییس محترم جمهور را به فساد اقتصادی متهم نمود؛ اقدامی که چندین بار موارد مشابه آنر در چند سال اخیر شاهد بودیم. البته دستگاه های مسئول همواره در واکنش به این اقدامات به نوعی تلاش کردند که از زیر بار مسئولیت و پاسخگویی شانه خالی کرده و به نوعی مسئله را بی سر وصدا ختم نمایند.
برای دلسوزان نظام و عدالت خواهان در درجه اول این اهمیتی تدارد که طرفین دعوا چه کسانی و یا چه گروه ها و یا جناح های سیاسی داخل و خارج از قدرت هستند و تا کنون با کسی در مطالبه اجرای عدالت عقد اخوت نبسته اند. پرداختن به این مسئله صرفا به واسطه اهمیتی است که از لحاظ مبنایی دارد و نه مصداقی و می تواند راهگشای اقدامات آتی دستگاه های مسئول و خصوصا قوه قضائیه در راه مبارزه با مفاسد اقتصادی باشد.
دستگاه های مسئول و خصوصا قوه قضائیه هیچ گاه از خود نپرسیده است که چرا با وجود سابقه تاریخی در این گونه مسائل و همچنین برخورد با برخی از این افشا گران مانند پرونده عباس پالیزدار باز هم عده ای اقدام به طرح برخی از این افشاگری ها می نمایند؟!
1. مسلم آن است که اگر  دستگاه های مسئول و خصوصا قوه قضائیه اقدامات جدی در راه مبارزه با مفاسد اقتصادی انجام میدادند ما شاهد  بسیاری از این افشاگری ها نبودیم. تاسف بارتر آن است که کسانی هم که پرونده های آنها به نتیجه می رسد و اتهام آنها نیز اثبات می گردد، باید طبق قانون تشهیر که چندین سال است از تصویب ان می گذرد نامشان منتشر گردد اما همواره مفسدین اقتصادی از این مسئله ایمن بوده اند و حافظه تاریخی عدالت خواهان و  مردم اقدام جدی را در این مورد به یاد ندارد.
چگونه است آبروی آفتابه دزد ها و مجرمین خرد محترم نیست ولی کسانی که بیت المال و حاصل دسترنج مسلمین را به غارت    می برند و اقدامات خلاف قانون آنان باعث به وجود آمدن بسیاری از این فقر و فساد و تبعیض و بی عدالتی و به وجود انبوهی از فقراو مستضعفین در مقابل اغنیاو ثروتمندان و مرفهین بی درد است بدون هیچ ترسی از افشای نامشان به اعمال خلاف خود و در شیشه کردن خون مستضعفین ادامه دهند.؟سوال اصلی آن است که  قوه قضائیه چرا قانون تشهیر را عمل نمی کند؟
البته همه مسائل باید از مجاری قانونی خود پیگیری شود ولی وقتی عده ای از اقدام جدی و از راه قانونی توسط دستگاه های مسئول ناامید شده اند چگونه باید از حق این مردم بی پناه دفاع نمایند و مفسدین گردن کلفت و از خدا بی خبر را سر جایشان بنشانند؟
2. پرونده ها و اشخاص مشهوری هستند که آوازه مفاسد آنها نقل هر کوی و برزن است؛ و همواره در ذهن این مردم رنج کشیده سوال بوده است که اگر اینها این گونه فاسد هستند چرا با آنها برخورد نمی شود و یا حداقل بی گناهی آنها اثبات نمی گردد؟. در چند سال گذشته ما نامهایی را از کسانی در کشور شنیدیم که خود مورد اعتماد مردم هستند نمونه روشن آنها اظهارات رئیس جمهور محترم در مناظره با یکی از کاندیداهای انتخاباتی بود ولی هیچ گاه اقدام جدی در این مورد صورت نگرفت که آیا مسائل مطرح شده مطابق واقعیت بوده یاخیر؟ فارغ از درست یا غلط بودن عمل رئیس جمهور محترم استقبال مردم پس از مناظره از اظهارات ایشان نشان می دهد که مردم با تمام وجود این مفاسد را احساس نموده و این حرف بر روی قلبها و در ذهن آنها سنگینی می کرده است؟ سوال مردم همواره این بوده است که چگونه است عده ای از آقازاده ها در کشور دست به هر گونه فساد اقتصادی می زنند و وام های آنچنانی می گیرند و پول های کلان خرج می کنند و این درحالی است که مردم بی نوا برای گرفتن یک وام اندک که به قدر کوچکی آلام آنان را تسکین دهد مدت ها بلا تکلیف باید سرگردان باشند و هیچ کس هم پاسخگوی آنان نیست.؟ مردم بیش از آنکه از این سختی ها رنج ببرند از وجود تبعیض در برخود های مسئولین رنج می کشند.
3. چگونه است قوه قضائیه به مفاسد سیاسی با جدیتی بیشتر عمل می نماید ولی در راه برخورد با مفاسد اقتصادی که اتفاقا هر دو جناح مشهور سیاسی سوابق قابل توجهي در آن دارند کمیتش لنگ می زند و ساکت می نشیند. برای قوه قضائیه عادل و عدالت خواهان هیچ تفاوتی میان کسانی که در قدرت هستند با کسانی که قدرت رسمی ندارند و یا میان جناح های سیاسی وجود ندارد چه بسا با کسانی که در قدرت هستند باید با جدیت و قدرت بیشتری برخورد کرد تا کسی جرات سوء استفاده از قدرت خود را نداشته باشد. قوه قضائیه لازم است که در این مورد شفاف سازی نماید تا شائبه هرگونه اقادام سیاسی برطرف کرد.
4. انتساب چنین اتهاماتی به کسانی که در مقامات بالای اجرایی کشور هستند و عدم شفاف سازی مسئله و رسیدگی آن توسط دستگاه های مسئول خود تبعات سوء فراوانی دارد. بزرگترین پیامد آن بد بینی مردم نسبت به مسئولین کشور است که همواره در ذهن مردم باقی خواهد ماند. مردم از خود سوال می کنند که اگر این چنین شخصی دارای مفاسد است چرا در مقام دولتی و حکومتی قرار دارد؟ و اگر مفسد نیست چرا بی گناهی او در یک دادگاه صالح اثبات نمی گردد؟
5. اگر قانون از کجا آورده ای در قبل از گرفتن مسئولیت توسط افراد اجرا گردد بسیاری از این شائبه ها پس از روی کار آمدن یک مسئول برچیده می گردد اما بازهم دستگاه ها مسئول و خصوصا قوه قضائیه در این مسئله کاملا بی تفاوت و ساکت هستند.درست است مفاسد اقتصادی سخت است و هزینه های فراوانی دارد آیا اجرای قانون از کجا آورده ای هم این سختی ها را دارد؟" آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است؟!"
6. فارغ از درست یا غلط بودن این افشاگری ها قوه قضائیه وظیف دارد به این اتهامات مطرح شده رسیدگی نماید که اگر هر کدام از طرفین نتوانست ادعاهای خود را اثبات نماید ویا از خود دفاع نماید مطلبق قانون با آنها رفتار گردد. افکار عمومی مردم و آبروی دیگران ملعبه دست عده ای نیست که هر روز بخواهند به هر دلیل سیاسی و غیر سیاسی و یا شخصی باآن بازی نمایند.
7. در مورد خاص آقاي رحيمي با توجه به اين كه بعد از اعتراض جنبش به حضور ايشان در دولت، از جانب دفتر رسانه اي معاون اول رياست جمهوري (كه در دوره ايشان بر خلاف رويه سابق جهت بازتاب اخبار معاونت اول تشكيل يافته است) براي ديدار با جنبش درخواست صورت گرفت، شائبه هاي دانشجويان عدالتخواه در اين زمينه افزايش يافته است  و جنبش عدالتخواه دانشجويي منتظر اقدام سريع و صريح قوه قضاييه و شفاف سازي در مورد شائبه هايي است كه در مورد آقاي رحيمي مطرح است.
8. عدم مشخص شدن چارچوب هاي امر به معروف و نهي از منكر و زمين ماندن اصل 8 قانون اساسي و ايجاد چارچوب هاي حمايتي از آمران و ناهيان و عدالتخواهان زمينه هايي است كه موجب اين همه تشتتت و برخوردهاي نابه جا با آمران به معروف و ناهيان از منكر نظير طلبه ي سيرجاني و بسيج دانشجويي دانشگاه صنعتي اميركبير از يك سو و نيز افشاگري هاي پاليزداري از سوي ديگر است كه در نهايت تنها به دامن زدن به ياس مردم از نظام دامن خواد زد.

منبع: سايت عدالتخواهي
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم فروردین 1389ساعت 16:41  توسط محمد مصلحی  | 

دولت جدید و اقتضائات امروز

من هم مثل بسیاری از عدالتخواهان دیگر هنوز نمی دانم که باید چه کسی را انتخاب کنم. احمدی نژاد حاصل  ِگفتمان عدالت بوده است. همان که رهبری در سال ۸۶ در دیدار دانشجویان مطرح کرد. اما دولت نهم در دورانی که گذشت چند نقطه‌ی ضعف جدی در عملکرد دولت نهم مظر بود که باعث شده است که رای مجدد به احمدی‌نژاد دچار شک شود.

یک. نبود پشتوانه‌های تئوریک

دو. عدم توجه به فرهنگ و نداشتن مدیریت و نگاه جامع به عرصه‌ی فرهنگ

سه. نبود ثبات مدیریتی در سطوح کلان

چهار. نبود طرح برای مبارزه با معضلات و آسیب‌های اجتماعی از جمله فقر

پنج. نبود راهبرد کلی در نظم در تحول و برنامه ی اقتصادی و نداشتن توجیه برای رفتارها

شش. کم‌توجهی یا بی‌توجهی به نظرات نخبگان و کارشناسان

هفت. عدم پاسخ به دغدغه‌های نخبگان و بی‌توجه به آنها

هشت. عدم پایبندی به قانون و ضوابط قانونی که به صورت مخالفت با مصوبات مجلس نشان داده شده است

نه. ... و ...

 

بگذریم. همچنان در این شک و تردیدم که به چه کسی رای بدهم

به خصوص مشکل میرحسین موسوی که من را در رای دچار تردید می‌کند، تعارف وی با برخی از گروه‌ها از جمله حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. موسوی هنوز در تعیین صریح مرزها با گروهای برانداز و تجدیدنظرطلب ابا دارد. این برای من سئوال ایجاد می‌کند که آیا میرحسین موسوی مرد ِ انقلاب است؟ می تواند در برابر تمامیت‌خواهان و متجاوزان به حقوق ملت مقاومت کند؟ من هنوز تردید دارم.

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 0:26  توسط محمد مصلحی  | 

ضرورت نظام فکری برای بسیجی

دکتر احسان بابایی

یک- ما بعنوان نیروهای بسیج به شرطي مي توانيم به انقلاب اسلامي کمک بکنيم يا خدمت بکنيم به انديشه هاي حضرت امام که یک نظام فکري را در دست داشته باشيم. مجهز و مزين به آن مباني فکري باشيم از آن طرف هم اين انقلاب اسلامي زماني مي تواند ما را احيا کند که ما بتوانيم به نظام فکري انقلاب اسلامي ، به مباني انديشه ي حضرت امام دسترسي پيدا کنيم. اگر يک مواجهه صرفا ظاهري با انقلاب اسلامي ويا امام داشته باشيم ، ما احياء نخواهيم شد. يعني آن خدمت متقابل بين بسيج و انقلاب اسلامي ، بين امام و بسيج يک حلقه واسطي وجود دارد و آن نظام فکري است.

دو- داشتن نظام فکری برای همه افراد و جریانها ضرورت دارد.اگر يک فرد داراي نظام فکري باشد، ذهنش نظام‌مند باشد اگر يك اعتقاد بيگانه‌اي وارد ذهنش ‌شود، ذهن او واكنش نشان مي‌دهد، او متوجه مي‌شود كه اين گزاره و اين آموزه با نظام فکري او ناسازگار است، لذا نسبت به آن حساسيت نشان مي دهد. سعي مي کند که اين حساسيت را برطرف کند يا طردش بکند يا بالاخره ارتباط برقرار بکند .

سه- تفاوت يک ذهن نظام مند و يک ذهن ذهن منظم، با يک ذهن نامنظم مثل تفاوت يک خانه نامنظم است با خانه منظم. اگر يک خانه نامنظم باشد – فرض بفرمائيد در حياط 20 متري هيچ چيز سر جاي خودش نباشد، 50 تا پاره آجر وسط حياط افتاده با شد، اگر دوپاره آجر ديگر هم وسط حياط بيفتد، صاحب خانه اصلاً متوجه نمي شود براي اينکه در اين حياط نظمي حاکم نيست، هر گزاره اي را مي توانيد وارد خانه ذهن يک آدم فاقد نظام فکري بکنيد. اما اگر يک خانه اي منظم باشد، هر چيزي سر جاي خودش باشد، بين اجزاي مختلف، يک نظم منطقي وجود داشته باشد، اگر يک عنصر بيگانه وارد بشود، اين فرد واکنش نشان مي دهد، حساسيت نشان مي دهد، سعي مي کند رابطه اين مؤلفه را و رابطه اين آموزه را با آموزه هاي ديگر روشن بکند.

 

چهار- انقلاب اسلامي به مجموعه بسيج ، به انسان هاي انقلابي نيازمند است . منتها انسان هاي انقلابي اي که فقط در ظاهر با انقلاب اسلامي ارتباط برقرار نکردند بلکه کنه انقلاب اسلامي را فهميد ه باشند ، باطن انديشه هاي امام را فهميده باشند و درک کرده باشند. اصطلاحي که حضرت امام ( رحمه الله عليه) به کار مي برند اصطلاح «تفکر بسيجي» است. بسيجي بودن قبل از آنکه يك نوع عمل و يک نوع طرز تفکر است، يک نوع بينش است، اگر آن بينش نبود، آن طرز تفکر نبود. نتيجه اش يک سري فعاليت ها خواهد شد، نتيجه اش حضور با يک رنگ خاصي در عرصه عمل خواهد بود. متأسفانه ما غالباً وقتي مي‌خواهيم بسيجي بودن را در ذهن خود تعريف کنيم، بيشتر يک سلسله فعاليتها در ذهنمان زنده مي شود تا آن نظام فکري. طراحی نظام فکری بسیج برای آن است که فرد در دراز مدت با گذشت زمان مسخ نشود، استحاله نشود ، او بسيجي ماندش وابسته به اين است که يک نظام فکري در درونش شکل بگيرد.اگر بسيجي به آن نظام فکري دست پيدا نکند، بسيجي بودن خودش را نتواند در قالب يک نظام فکري تعريف کند و ارائه نمايد، در مرور زمان دچار استحاله خواهد شد و آن چنان که بايد و شايد نمي تواند بسيجي باقي بماند و بسيجي بودن او صرفاً در يک سري قالب‌هاي ظاهري نمود پيدا مي کند

 

پنج- يک زماني شايد کار ما بچه های بسیجی خيلي دشوار نبود . يک امام در عرصه اجتماع حضور داشت و از همان ابتدا انقلاب اسلامي را هدايت کرد و کليدش را خود او زد. خود او تئوريزه اش مي کرد . خود او نظريه پردازي اش را مي کرد و خود او آمد درمصدر حکومت و رهبري اش را به عهده گرفت . 10 سال هم حاکم اين نظام برخاسته از انقلاب بود . راه را نشان مي داد مسير را نشان مي داد گام هاي بعدي را نشان مي داد امروزه ما ديگز امام را نداريم . در غياب امام ما به تحليل انديشه هاي امام نياز مبرم داريم تا ما نظام فکري امام را بدست بياوريم. مباني فکري اين انقلاب را بدست بياوريم و با به دست آوردن مباني انديشه ي حضرت امام خودمان به يک بلوغي برسيم که گام هاي آينده را پيش بيني بکنيم که گام هاي آينده را برداريم که مسير آينده را خودمان تشخيص بدهيم. منظورم شخص نيست ، منظورم آن نظام فکري است .

 

شش- مسئولان اين انقلاب اسلامي در نوک پيکان هستند يعني براي صدور انقلاب و براي رساندن پيام انقلاب يعني رفتار خود اين مسئولان و حاکمان جمهوري اسلامي مورد خيلي مهمي است . حالا سئوال بکنم اين مسئولين که بايد اين انديشه ها را دنبال مي کردند ، انديشه هاي امام و رهبري چرا اين ها از آن انديشه ها فاصله گرفتند ؟ به نظر مي رسد يک مقدار آفتي که به وجود آمده و واضح هم هست و خيلي نياز به انکار نيست. قرار هم نيست ما انکار کنيم. اين فاصله گرفتن ها از آن مبان اصيل انقلاب اسلامي خيلي مقدارش واقعا از همين مقوله بوده است که به تعبيري افرادي در مصادر امور قرار گرفتند در عرصه هاي سياسي ، فرهنگي ، آموزشي و .... و اداره ارکان جامعه را به عهده گرفتند در سطوح مختلف و آنچنانکه که بايد و شايد مباني انقلاب اسلامي را نشناختند و نتوانستند آن مباني انقلاب اسلامي را در آن حوزه اي که کار مي کنند نهادينه بکنند.

 

هفت- بعضي مباحث انقلاب اسلامي کاملا روشن است و اگر نقصي وجود دارد در عرصه اجرا هست و اينکه اراده ای بر اجراي اين مباني وجود ندارد . اما نمي شود واقعا هم انکار کرد اين مسئله را که خيلي از حوزه ها هم هست که ما هنوز به يک نظر جامعي نرسيديم. مثلا در حوزه زنان مثلا ما بعد از انقلاب اسلامي تاکيد کرديم مبني بر اينکه بعد از انقلاب اسلامي زنان هم بايد وارد عرصه اجتماع بشوند . خب اين به عنوان يک ارزش پذيرفته شده است و ما هم قبول داريم. منتهي نکته اين است که وجود دارد اين است که ما هنوز نتوانسته ايم تئوريزه اش بکنيم ، مثل ساير ارزش ها. بالاخره اين زن يک رسالتي هم دارد در درون خانواده . حضور زن در اجتماع با توجه به مسائلي که در باره عفاف مطرح مي شود، يک تبعاتي دارد. نمي خواهم صورت مسئله را پاک کنم و بگويم براي حل اين مشکلات جلوي حضور زن را در اجتماع بگيريم . نه ، بايد اين مسئله حل بشود به اين نحو که بتوانيم اين ارزش هاي مختلف را با هم جمع بکنيم.

 

هشت- يکي از مؤلفه هايي که ما بايد در بحث هايمان وارد بکنيم ، مقوله تشکيلات است. ما با يک فرد روبرو نيستيم ، ما با يک تشکيلات مواجه هستيم ، تشکيلاتي که در درون آن تشکيلات اعضا حضور دارند ، نيروي انساني وجود دارد ، افراد حضور دارند. براي اين تشکيلات ، ما مي خواهيم نسخه ارائه کنيم . ما مي گوييم تشکيلات يکي از وظايفش در شرايط فعلي تبيين مباين انقلاب اسلامي است و قطعا وظايف روزمره ديگري هم دارد که با آنها مواجه هست.قرار نيست صفر و يکي نگاه بکنيم. تشکيلات ساختار دارد. يک قسمتش بر اساس استعدادها و قابليت هاي افراد . يک عده آدم هايي هستند که طبيعتا علاقه بيشتري دارند ، توانايي بيشتري دارند در کارهاي فکري .خب اين آدم بايد برود در اين قضيه کار بکند ، کار تخصص اش اين باشد. يک عده افراد هستند نه ، وقايع سياسي روز را مي توانند رصد بکنند. در عين حالي که ما يک تقسيم کار اين چنيني داريم در تشکيلات بسیج.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 21:13  توسط محمد مصلحی  | 

نستله

نستله  يك شركت اسرائيلي است. (نستله  باني گلوله‌هاي اسرائيل)

نستله  يك كمپاني تغذيه‌اي بين‌المللي است كه در سال 1866 ميلادي در سوئيس تاسيس شده و اكنون در 100 كشور جهان (از جمله ايران و اسرائيل) 350 كارخانه دارد.
نستله  ايران در تاريخ 9 اسفند 73  (28 فوريه 1995) نزد اداره ثبت شركتها و موسسات غير تجاري به ثبت رسيد و در تاريخ 9/9/2001 موفق به اخذ مجوز هيئت وزيران شد و سرمايه گذاري 000/500/42 دلاري آن در دو مرحله زير انجام پذيرفت.
1. خريد امكانات توليدي موجود از يك شركت داخلي
2. توليد شير خشك مخصوص شيرخواران به عنوان يك پروژه جديد
شركت نستله  ايران نماينده فروش انحصاري نستله  سوئيس ( اس – آ) و ادارات فروش و توزيع محصولات نستله  را نيز بر عهده دارد.  نستله  سوئيس مالك اعظم سهام نستله  ايران بوده و مديريت اين شركت را نيز برعهده داشته و همچنين تعيين كننده بازارهاي هدف و ميزان صادرات براي نستله  ايران مي باشد. تيم نستله  ايران متشكل از 180 نفر پرسنل حرفه‌‌اي آموزش ديده است. امور مشتريان نستله   با 5000 نفر از خانم هاي ايراني ارتباط نزديك داشته و به آن‌ها آموزش مي‌دهد. همچنين اين شركت از 10 ماشين تبليغاتي براي توزيع و تبليغ محصولات خود  استفاده مي‌كند.
محصولات شركت نستله  درايران نسكافه،‌كافي ميت، ‌شير خشك بچه‌، سرلاك و مگي مي‌باشد. كه دراين ميان مگي به سفارش نستله  ايران در شركت نستله  تركيه توليد مي شود.
(پير تروبا رئيس شعبه ايران مي‌باشد كه مطالب بالا را در تاريخ 27/12/84 در مصاحبه با ايرنا بيان كرده است.)
 مدير بخش آسيا، آفريقا و اقيانوسيه نستله  از 2005 آقاي Van Dijk مي‌باشد و آقاي Carlo Donani هم جانشين اوست.
مسأله مهم ارتباط نستله  با رژیم صهیونیستی است كه در زير به آن پرداخته خواهد شد.

شركت نستله  (سوئيس) مالك 1/50% سرمايه‌گذاري تغذيه اسرائيل است.
درسال 2000 اين شركت ميليون‌ها دلار را براي راه اندازي مركز Ranad در فلسطین اشغالی سرمايه‌گذاري كرد. در 1998 پيتر برابك نماينده نستله  جايزه صهیونیستی جوبيلي را از دست بنيامين نتانياهو دريافت كرد. اين بزرگترين كمك مالي است كه رژیم صهیونیستی به شركت‌ها و شخصيت‌هاي حامي خود اختصاص داده است. شركت‌هايي كه در فلسطین اشغالی بيشترين سرمايه‌گذاري و روابط اقتصادي را با رژيم داشته باشند.
نستله  سرمايه‌گذاري در سرزمین‌های اشغالی را با خريد 10%‌ از سهام شركت تغذيه اسرائيل (Osem) آغاز كرد.
دو سال بعد اين سهم مالكيت را به 1/50% افزايش داد. در ژانويه 2002 طي قرادادي، مشمول معافيت مالياتي دولت غاصب اسرائيل قرار گرفت.
شركت اصلي نستله  اكنون درسرزمین‌های اشغالی در شهرك سديروت است. شهركي كه در شمال غزه ساخته شده است و اكنون مسكن 23000 نفر يهودي از كشورهاي مغرب، ‌اتيوبي و كشورهاي شوروي سابق است. نيمي از آن‌ها ظرف 10 سال اخير به اين منطقه مهاجرت كرده اند. نستله  در شهرك سديروت شركتي به مساحت 700 مترمربع احداث كرده و قرار است مركز تحقيقاتي با زيربناي 1700 مترمربع در همانجا تاسيس نمايد. نستله  در سال 2000 ،‌ 20 ميليون دلار به صندوق غرامت هولوكاست واريز كرده است. اين شركت همچنين 24% از كمك سالانه 6/5 ميليون دلاري رژيم صهيونيستي به شركت‌هاي اقتصادي را دريافت مي‌كند.( پاداش خوش خدمتي)
به طور كلي اين شركت در مناطق اشغالی 4000 پرسنل داشته و در مناطق مختلف اسرائیل 11 شعبه دارد كه همگي در مناطق اشغال شده قرار دارد.
كمك به انتقال مهاجران يهودي به اسرائيل از ديگر كمك‌هاي نستله  به اسرائيل است. نكته قابل توجه اين است كه تنها مسلمانان نيستند كه نستله  را بايكوت كرده اند بلكه UNISON بزرگترين اتحاديه انگلستان و يك گروه مسيحي به نام Christian Aid كالاهاي شركت نستله  را به خاطر جنايات اسرائيل، تحريم كرده‌اند.

ماركها و محصولات نستله  در جهان:
Nescafe, Tasteres Choice, Hills Bros, Cerealac, Nido, Fitness & Fruit,
Appleminis, Cheerios, Chocapic Cornflakes (in some countries), Shreddies,
Golden Grahams, Trix, Perrier, Poland Spring, Deer Park, Calistoga,
Sohat, Vittel, Pure Life, Carnation, Libby's, Nesquik, Maggi, Buitoni ,
Milkybar, KitKat, Quality Street, Smarties, Oreos, After Eight, Lion,
Aero, Polo, Toll House Morsels, Crunch, L'Oreal, Alcon Eyecare, Goobers,
Mint Royal, Nerds, Oh Henry!, Rowntree, Rolo, Del Monte Real Fruit Bar,
Minute Maid, Petit Gervals, Contadina, Alpo, Purina, Tidy Cats, Meow Mix,
Mighty Dog, Friskies, Felix, Stouffers

جمعی از دانشجویان دانشگاه‌های تهران

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 0:25  توسط محمد مصلحی  | 

عبور کاروان جنبش عدالتخواه دانشجویی از مرز بازرگان

 

اولین کاروان دانشجویی اعزام به مناطق جنگی لبنان امروز توانست از مرز بازرگان عبور کند البته این دوستان تا رسیدن به لبنان راه درازی را در پیش دارند اما آنچه که مهم است این است که این دوستان به وظیفه خود عمل می کنند و از این امتحان الهی سربلند بیرون می آیند. همان طور که در مطلب قبلی نوشتم وظیفه امروز ما جهاد در کنار رزمندگان حزب الله است و هر کاری غیر از این،  فرار از مسئولیت است.

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 15:14  توسط هانی دادخواه  | 

اعلام آمادگی مردم بروجرد برای کمک به حزب الله لبنان

 

هزاران نفر از مردم بروجرد برای اعلام حمایت از مقاومت قهرمانانه حزب الله لبنان به سمت تهران حرکت می کنند. این افراد قصد دارند روز شنبه با تجمع در مقابل دفتر حزب الله لبنان در تهران با اعلام حمایت از سید حسن نصرالله آمادگی خود را برای هرگونه کمک به مبارزان حزب الله و جهاد در کنار برادران لبنانی شان علیه غاصبان صهیونیست اعلام دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:50  توسط هانی دادخواه  | 

ماشا, الله حزب الله

1- آنچه که در این چند روز در لبنان شاهد آن بودیم مقاومت دلیرانه جوانان شجاع و مومنی است که در مکتب خمینی کبیر تربیت شده اند و قدرت واقعی شیعه ناب علوی را به نمایش می گذارند. جوانانی که با دست خالی ارتش ششم جهان را در منطقه ای کوچک زمین گیر کرده اند و همه معادلات قدرت مداران عالم را بهم زده اند.

 

2- همه نقشه های آمریکا و اسرائیل برای منطقه منوط به نابودی کامل حزب الله است. به همین دلیل آنها به هر ابزاری برای موفقیت خود متوسل می شوند. از کشتار وسیع مردم شهرها و روستاها و ریختن بمب های فسفری و شیمیایی بر روی زن ها و بچه ها گرفته تا خیلی چیزهای دیگر که در آینده شاهد آن خواهیم بود.

 

3- قتل عام شیعیان در جنوب لبنان و عراق اتفاق می افتد و ما فقط نظاره گر هستیم (البته اگر وقت داشته باشیم.) آنجایی که ما در مورد خطر تحجر، خطر رفاه زدگی و خطر سرمایه داری هشدرا می دهیم و هیچ کس اعتنایی نمی کند برای این روزهاست. چه کسی فکر می کرد که ما و بسیجیان ما و حزب الله ما و حوزه های ما اینقدر بی غیرت شده باشیم که هزاران نفر شیعه را قتل عام کنند و ما به زندگی روز مره مان ادامه دهیم. ای کاش اسرائیلی ها در کنار این همه جنایاتی که مرتکب می شوند کاریکاتور امام را هم می کشیدند یا به روحانیت اهانت می کردند یا ولایت فقیه را زیر سوال می بردند، شاید صدای اعتراضی شنیده می شد. مبارزین فلسطینی را که می کشتند، می گفتند آنها سنی هستند و شهید محسوب نمی شوند الان چه بهانه ای دارید لبنانی ها که شیعه هستند!

 

4- من از دولت های اسلامی هیچ انتظاری ندارم چون امام (ره) آنها را به ما شناسانده است. از مبارک نامبارک و پسر حسین اردنی و جانشین ملک فهد جنایتکار هیچ انتظاری نداریم. دولت ایران هم کارهای واجبتری دارد و باید سرمایه های ملی را در قالب اصل 44 به سرمایه گذاران واگذار کند و انتخابات خبرگان را برگزار کند و... . تعجب من از امتهای مسلمان است. همه در خواب فرو رفته ایم و وقتی از خواب برمی خیزیم که... .

 

5- اعلام حمایت از حزب الله و محکومیت جنایات اسرائیل و ارسال دارو و کیسه خواب برای مردم لبنان خوب است اما این کارها را اروپاییها و آرژانتینی ها هم انجام می دهند. ما با این همه ادعا باید فرقی با آنها داشته باشیم. وظیفه ما کاملا مشخص است:

اگر دشمن به بلاد اسلامی تجاوز نماید بر همه مسلمانان دفاع واجب است و باید از بذل مال و جان دریغ ننمایند و اذن حاکم شرع هم لازم نیست. (رساله توضیح المسائل همه مراجع تقلید)

1- باید به جمع آوری و ارسال کمک های مالی به حزب الله برای خرید سلاح بپردازیم.

2- باید به هر طریق شده خود را به لبنان برسانیم و در کنار برادران حزب الله تحت رهبری سید حسن نصر الله به جهاد با اسرائیل بپردازیم.

غیر از دو اقدام فوق هر کار دیگری کلاه گذاشتن بر سر خودمان و فرار از مسئولیت و وظیفه است.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 15:37  توسط هانی دادخواه  | 

انظلام

همین‌طور که فرمان ماشین را نگه داشته بود، تند و تند تکبیر و تهلیل می‌گفت. اما آن‌چنان بداخلاق بود که با عسل هم نمی‌شد میل‌اش کرد.

تحمل کردم. با خودم می‌گفتم که آخر هرکس این راننده را با این اخلاق و با این کردار ببیند از هرچه اسلام است بی‌زار می‌شود.

رسیدیم. پیاده شدم. با ناراحتی گفتم که آقای راننده کرایه من سه کورس می‌شود. بقیه پول‌ام رو بدهید. گفت که درست است. جمله‌ام را تکرار کردم. غرولندی کرد و باقی پول را پرداخت. گفت ببین برای یک کورس تاکسی چه می‌کنی.

پول را گرفتم. نگاهی به‌اش انداختم. همه‌اش را در جوی آب ریختم و بی‌توجه به راننده که با تعجب به من نگاه می‌کرد، راه‌ام را به سوی خانه ادامه دادم.

جمله‌ی امام خمینی (ره) همیشه برای من خیلی زیبا بوده است. "انظلام، از ظلم کردن بدتر است." و البته شهید مطهری هم همیشه تأکید کرده است که "حق هم دادنی است و هم گرفتنی"

چه خوب است آدم همیشه در برابر بی‌عدالتی‌ها ساکت نماند. مطمئن‌ام که آن راننده دیگر از کسی مثل من پول اضافی نخواهد گرفت. این‌گونه باید مثنی و فرادی عمل کرد و قیام.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 1:39  توسط محمد مصلحی  |