تحمل کردم. با خودم میگفتم که آخر هرکس این راننده را با این اخلاق و با این کردار ببیند از هرچه اسلام است بیزار میشود.
رسیدیم. پیاده شدم. با ناراحتی گفتم که آقای راننده کرایه من سه کورس میشود. بقیه پولام رو بدهید. گفت که درست است. جملهام را تکرار کردم. غرولندی کرد و باقی پول را پرداخت. گفت ببین برای یک کورس تاکسی چه میکنی.
پول را گرفتم. نگاهی بهاش انداختم. همهاش را در جوی آب ریختم و بیتوجه به راننده که با تعجب به من نگاه میکرد، راهام را به سوی خانه ادامه دادم.
جملهی امام خمینی (ره) همیشه برای من خیلی زیبا بوده است. "انظلام، از ظلم کردن بدتر است." و البته شهید مطهری هم همیشه تأکید کرده است که "حق هم دادنی است و هم گرفتنی"
چه خوب است آدم همیشه در برابر بیعدالتیها ساکت نماند. مطمئنام که آن راننده دیگر از کسی مثل من پول اضافی نخواهد گرفت. اینگونه باید مثنی و فرادی عمل کرد و قیام.
باز هم مثل همیشه فلسطینیان را به خاک و خون کشیدند. عده ای را بازداشت کردند و عده ای را کشتند یا زخمی کردند. دولتهای اسلامی که هیچ انتظاری از آنها نداریم چون کارهای واجبتری دارند. از سطلهای آب امت اسلامی هم که هیچ خبری نیست. در ایران جز یک تظهرات دولتی آنهم در راه برگشت از نماز جمعه برای سوار شدن بر سرویس های برگشت چیزی ندیدیم. متاسفانه مسئله فلسطین همچنان بی اهمیت ترین مسئله مهم جهان اسلام است.
چند سال پیش هنگام پخش یکی از مسابقات فوتبال در حالیکه نگهبانان یک زندان مشغول تماشای بازی بودند، چند زندانی فرار کردند. اما عجیبتر از این قصه، داستان دیگری است که در یک خانه هرساله و به هنگام پخش مسابقات فوتبال همه اموال صاحبان آن خانه را به غارت می برند و حتی بعضی از اعضای خانه را هم می کشند ولی اعضای خانه متوجه نمی شوند و محو تماشای فوتبال هستند. البته فقط فوتبال نیست؛ دزدها برای سرگرم کردن اعضای این خانه راه های دیگری هم دارند که فوتبال یکی از آنهاست.
عدالت امروز در سراسر دنیا گمشده است و حاکمان زور مدار و مستکبر همچون ابوجهل ها و ابوسفیان ها و معاویه و یزیدها تاب دیدن اسلام را از دست داده اند و امروز هم در عراق و فلسطین دست شان را به خود ملتی مسلمان از این امت بزرگ آغشته کرده اند.
آخر این چه ظلمتکده ای است که هرکس بی پروا هرچه بخواهد بر سردیگران بیاورد و از هیچ عاقبتی نهراسد؟ جامعه جهانی را چه شده است. حتی یک اعلامیه! حتی یک اعتراض کوچک! زمانی که مردم جهان متوجه جام جهانی شده اند این کشتار در هیاهویی گم می شود و این داستان همیشگی تکرار می شود.
چه زیبا آن روح خدا می گفت: «راستی اگر بسیج جهانی اسلام تشکیل شده بود کسی جرأت این همه جسارت به فرزندان معنوی رسول الله را داشت؟»
و این سئوال در گوش تاریخ همچون جرسی ماندگار هماره فریاد بر می آرد و خفتگان را به بیداری فرا می خواند و به طلوعی سبز و سرخ. و صبح نزدیک است...
الیس الصبح بقریب؟