من هم مثل بسیاری از عدالتخواهان دیگر هنوز نمی دانم که باید چه کسی را انتخاب کنم. احمدی نژاد حاصل ِگفتمان عدالت بوده است. همان که رهبری در سال ۸۶ در دیدار دانشجویان مطرح کرد. اما دولت نهم در دورانی که گذشت چند نقطهی ضعف جدی در عملکرد دولت نهم مظر بود که باعث شده است که رای مجدد به احمدینژاد دچار شک شود.
یک. نبود پشتوانههای تئوریک
دو. عدم توجه به فرهنگ و نداشتن مدیریت و نگاه جامع به عرصهی فرهنگ
سه. نبود ثبات مدیریتی در سطوح کلان
چهار. نبود طرح برای مبارزه با معضلات و آسیبهای اجتماعی از جمله فقر
پنج. نبود راهبرد کلی در نظم در تحول و برنامه ی اقتصادی و نداشتن توجیه برای رفتارها
شش. کمتوجهی یا بیتوجهی به نظرات نخبگان و کارشناسان
هفت. عدم پاسخ به دغدغههای نخبگان و بیتوجه به آنها
هشت. عدم پایبندی به قانون و ضوابط قانونی که به صورت مخالفت با مصوبات مجلس نشان داده شده است
نه. ... و ...
بگذریم. همچنان در این شک و تردیدم که به چه کسی رای بدهم
به خصوص مشکل میرحسین موسوی که من را در رای دچار تردید میکند، تعارف وی با برخی از گروهها از جمله حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی است. موسوی هنوز در تعیین صریح مرزها با گروهای برانداز و تجدیدنظرطلب ابا دارد. این برای من سئوال ایجاد میکند که آیا میرحسین موسوی مرد ِ انقلاب است؟ می تواند در برابر تمامیتخواهان و متجاوزان به حقوق ملت مقاومت کند؟ من هنوز تردید دارم.