تحمل کردم. با خودم میگفتم که آخر هرکس این راننده را با این اخلاق و با این کردار ببیند از هرچه اسلام است بیزار میشود.
رسیدیم. پیاده شدم. با ناراحتی گفتم که آقای راننده کرایه من سه کورس میشود. بقیه پولام رو بدهید. گفت که درست است. جملهام را تکرار کردم. غرولندی کرد و باقی پول را پرداخت. گفت ببین برای یک کورس تاکسی چه میکنی.
پول را گرفتم. نگاهی بهاش انداختم. همهاش را در جوی آب ریختم و بیتوجه به راننده که با تعجب به من نگاه میکرد، راهام را به سوی خانه ادامه دادم.
جملهی امام خمینی (ره) همیشه برای من خیلی زیبا بوده است. "انظلام، از ظلم کردن بدتر است." و البته شهید مطهری هم همیشه تأکید کرده است که "حق هم دادنی است و هم گرفتنی"
چه خوب است آدم همیشه در برابر بیعدالتیها ساکت نماند. مطمئنام که آن راننده دیگر از کسی مثل من پول اضافی نخواهد گرفت. اینگونه باید مثنی و فرادی عمل کرد و قیام.