تبليغاتX
عدل
 ضرورت نظام فکری برای بسیجی
دکتر احسان بابایی

یک- ما بعنوان نیروهای بسیج به شرطي مي توانيم به انقلاب اسلامي کمک بکنيم يا خدمت بکنيم به انديشه هاي حضرت امام که یک نظام فکري را در دست داشته باشيم. مجهز و مزين به آن مباني فکري باشيم از آن طرف هم اين انقلاب اسلامي زماني مي تواند ما را احيا کند که ما بتوانيم به نظام فکري انقلاب اسلامي ، به مباني انديشه ي حضرت امام دسترسي پيدا کنيم. اگر يک مواجهه صرفا ظاهري با انقلاب اسلامي ويا امام داشته باشيم ، ما احياء نخواهيم شد. يعني آن خدمت متقابل بين بسيج و انقلاب اسلامي ، بين امام و بسيج يک حلقه واسطي وجود دارد و آن نظام فکري است.

دو- داشتن نظام فکری برای همه افراد و جریانها ضرورت دارد.اگر يک فرد داراي نظام فکري باشد، ذهنش نظام‌مند باشد اگر يك اعتقاد بيگانه‌اي وارد ذهنش ‌شود، ذهن او واكنش نشان مي‌دهد، او متوجه مي‌شود كه اين گزاره و اين آموزه با نظام فکري او ناسازگار است، لذا نسبت به آن حساسيت نشان مي دهد. سعي مي کند که اين حساسيت را برطرف کند يا طردش بکند يا بالاخره ارتباط برقرار بکند .

سه- تفاوت يک ذهن نظام مند و يک ذهن ذهن منظم، با يک ذهن نامنظم مثل تفاوت يک خانه نامنظم است با خانه منظم. اگر يک خانه نامنظم باشد – فرض بفرمائيد در حياط 20 متري هيچ چيز سر جاي خودش نباشد، 50 تا پاره آجر وسط حياط افتاده با شد، اگر دوپاره آجر ديگر هم وسط حياط بيفتد، صاحب خانه اصلاً متوجه نمي شود براي اينکه در اين حياط نظمي حاکم نيست، هر گزاره اي را مي توانيد وارد خانه ذهن يک آدم فاقد نظام فکري بکنيد. اما اگر يک خانه اي منظم باشد، هر چيزي سر جاي خودش باشد، بين اجزاي مختلف، يک نظم منطقي وجود داشته باشد، اگر يک عنصر بيگانه وارد بشود، اين فرد واکنش نشان مي دهد، حساسيت نشان مي دهد، سعي مي کند رابطه اين مؤلفه را و رابطه اين آموزه را با آموزه هاي ديگر روشن بکند.

 

چهار- انقلاب اسلامي به مجموعه بسيج ، به انسان هاي انقلابي نيازمند است . منتها انسان هاي انقلابي اي که فقط در ظاهر با انقلاب اسلامي ارتباط برقرار نکردند بلکه کنه انقلاب اسلامي را فهميد ه باشند ، باطن انديشه هاي امام را فهميده باشند و درک کرده باشند. اصطلاحي که حضرت امام ( رحمه الله عليه) به کار مي برند اصطلاح «تفکر بسيجي» است. بسيجي بودن قبل از آنکه يك نوع عمل و يک نوع طرز تفکر است، يک نوع بينش است، اگر آن بينش نبود، آن طرز تفکر نبود. نتيجه اش يک سري فعاليت ها خواهد شد، نتيجه اش حضور با يک رنگ خاصي در عرصه عمل خواهد بود. متأسفانه ما غالباً وقتي مي‌خواهيم بسيجي بودن را در ذهن خود تعريف کنيم، بيشتر يک سلسله فعاليتها در ذهنمان زنده مي شود تا آن نظام فکري. طراحی نظام فکری بسیج برای آن است که فرد در دراز مدت با گذشت زمان مسخ نشود، استحاله نشود ، او بسيجي ماندش وابسته به اين است که يک نظام فکري در درونش شکل بگيرد.اگر بسيجي به آن نظام فکري دست پيدا نکند، بسيجي بودن خودش را نتواند در قالب يک نظام فکري تعريف کند و ارائه نمايد، در مرور زمان دچار استحاله خواهد شد و آن چنان که بايد و شايد نمي تواند بسيجي باقي بماند و بسيجي بودن او صرفاً در يک سري قالب‌هاي ظاهري نمود پيدا مي کند

 

پنج- يک زماني شايد کار ما بچه های بسیجی خيلي دشوار نبود . يک امام در عرصه اجتماع حضور داشت و از همان ابتدا انقلاب اسلامي را هدايت کرد و کليدش را خود او زد. خود او تئوريزه اش مي کرد . خود او نظريه پردازي اش را مي کرد و خود او آمد درمصدر حکومت و رهبري اش را به عهده گرفت . 10 سال هم حاکم اين نظام برخاسته از انقلاب بود . راه را نشان مي داد مسير را نشان مي داد گام هاي بعدي را نشان مي داد امروزه ما ديگز امام را نداريم . در غياب امام ما به تحليل انديشه هاي امام نياز مبرم داريم تا ما نظام فکري امام را بدست بياوريم. مباني فکري اين انقلاب را بدست بياوريم و با به دست آوردن مباني انديشه ي حضرت امام خودمان به يک بلوغي برسيم که گام هاي آينده را پيش بيني بکنيم که گام هاي آينده را برداريم که مسير آينده را خودمان تشخيص بدهيم. منظورم شخص نيست ، منظورم آن نظام فکري است .

 

شش- مسئولان اين انقلاب اسلامي در نوک پيکان هستند يعني براي صدور انقلاب و براي رساندن پيام انقلاب يعني رفتار خود اين مسئولان و حاکمان جمهوري اسلامي مورد خيلي مهمي است . حالا سئوال بکنم اين مسئولين که بايد اين انديشه ها را دنبال مي کردند ، انديشه هاي امام و رهبري چرا اين ها از آن انديشه ها فاصله گرفتند ؟ به نظر مي رسد يک مقدار آفتي که به وجود آمده و واضح هم هست و خيلي نياز به انکار نيست. قرار هم نيست ما انکار کنيم. اين فاصله گرفتن ها از آن مبان اصيل انقلاب اسلامي خيلي مقدارش واقعا از همين مقوله بوده است که به تعبيري افرادي در مصادر امور قرار گرفتند در عرصه هاي سياسي ، فرهنگي ، آموزشي و .... و اداره ارکان جامعه را به عهده گرفتند در سطوح مختلف و آنچنانکه که بايد و شايد مباني انقلاب اسلامي را نشناختند و نتوانستند آن مباني انقلاب اسلامي را در آن حوزه اي که کار مي کنند نهادينه بکنند.

 

هفت- بعضي مباحث انقلاب اسلامي کاملا روشن است و اگر نقصي وجود دارد در عرصه اجرا هست و اينکه اراده ای بر اجراي اين مباني وجود ندارد . اما نمي شود واقعا هم انکار کرد اين مسئله را که خيلي از حوزه ها هم هست که ما هنوز به يک نظر جامعي نرسيديم. مثلا در حوزه زنان مثلا ما بعد از انقلاب اسلامي تاکيد کرديم مبني بر اينکه بعد از انقلاب اسلامي زنان هم بايد وارد عرصه اجتماع بشوند . خب اين به عنوان يک ارزش پذيرفته شده است و ما هم قبول داريم. منتهي نکته اين است که وجود دارد اين است که ما هنوز نتوانسته ايم تئوريزه اش بکنيم ، مثل ساير ارزش ها. بالاخره اين زن يک رسالتي هم دارد در درون خانواده . حضور زن در اجتماع با توجه به مسائلي که در باره عفاف مطرح مي شود، يک تبعاتي دارد. نمي خواهم صورت مسئله را پاک کنم و بگويم براي حل اين مشکلات جلوي حضور زن را در اجتماع بگيريم . نه ، بايد اين مسئله حل بشود به اين نحو که بتوانيم اين ارزش هاي مختلف را با هم جمع بکنيم.

 

هشت- يکي از مؤلفه هايي که ما بايد در بحث هايمان وارد بکنيم ، مقوله تشکيلات است. ما با يک فرد روبرو نيستيم ، ما با يک تشکيلات مواجه هستيم ، تشکيلاتي که در درون آن تشکيلات اعضا حضور دارند ، نيروي انساني وجود دارد ، افراد حضور دارند. براي اين تشکيلات ، ما مي خواهيم نسخه ارائه کنيم . ما مي گوييم تشکيلات يکي از وظايفش در شرايط فعلي تبيين مباين انقلاب اسلامي است و قطعا وظايف روزمره ديگري هم دارد که با آنها مواجه هست.قرار نيست صفر و يکي نگاه بکنيم. تشکيلات ساختار دارد. يک قسمتش بر اساس استعدادها و قابليت هاي افراد . يک عده آدم هايي هستند که طبيعتا علاقه بيشتري دارند ، توانايي بيشتري دارند در کارهاي فکري .خب اين آدم بايد برود در اين قضيه کار بکند ، کار تخصص اش اين باشد. يک عده افراد هستند نه ، وقايع سياسي روز را مي توانند رصد بکنند. در عين حالي که ما يک تقسيم کار اين چنيني داريم در تشکيلات بسیج.

نوشته شده توسط محمد مصلحی در پنجشنبه چهارم مهر 1387 | موضوع: اسلام ناب